محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
49
خلاصة الحكمة ( فارسى )
ديدان ديدان : جمع دود است و آن كرمهايىاند كه در امعا تولد يابند به سبب رطوبت فضلى كه در آنها ماند و متعفن گردد به طول مكث و تأثير حرارت در آن . و سه قسم مىباشد : آنچه طولانى است به قدر يك شبر و زياده بر آن ، در امعاى عليا كه باريكاند به هم مىرسد و با آن مغص و ضعف نبض و برودت اطراف و سرفهء خشك و كسالت اعضا و انتفاخ شكم و غيرها مىباشد و در وقت خواب صاحب آن دندان به هم مىسايد و آب از دهن او برمىآيد كه بالش او تر مىگردد و در وقت خلاى معده به حركت مىآيند و گاه به سبب حركات موذيه و ارتفاع بخارات عفنه ، اعراض رديه شبيه به صرع و سقوط و تشنج و التواء و مانند اينها عارض مىگردد . و آنچه پهن به شكل حبّ القرع باشد ، در معاى غلاظ - كه قولون و اعوراند - تولد مىيابد [ و آن را حبّ القرع يا كرم كدو دانه نامند ] ؛ و آنچه باريك و كوچك مانند كرم پنير و سركه باشد دود الخل نامند و در رودههاى پايين قريب به مخرج به هم مىرسد و صاحب آن خارش در مقعده و دغدغه در آن مىيابد و در مطلق آن لب صاحب آن در روز خشك و در شب تر مىباشد و بيشتر اطفال و مرطوبين و كسانى كه مبالغه در طهارت به آب نمىنمايند ، به هم مىرسد . « 1 » ذات الريهء / ذات الجنب / ذات الصدر / ذات العرض ذات الجنب ذات الجنب : ورم حاد دردناكى است كه در نواح سينه به هم رسد ؛ پس اگر در عضل سينه - خصوصاً عضل داخلى آن - و يا در حجاب اضلاع طرف داخل باشد ، آن را شوصه نامند و اگر در غشاى مستبطن سينه باشد آن را برسام ، و اگر در حجاب حاجز ميان قلب و معده باشد ، آن را ذات الجنب خالص و ذات الجنب به اسم عام نامند . و اين در هر دو جانب به هم مىرسد ، آنچه در جانب راست باشد ، بهتر از جانب چپ است با آن تب دائم و ضيق النفس متواتر باشد .
--> ( 1 ) . همان .